برابرهای واژه حاذق به پارسی
جستن واژهای دیگرحاذق
برابرهای پارسی
کاردان، زبردست، چیرهدست
واژه «حاذق» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کاردان، زبردست، چیرهدست» میباشد.
به جای «حاذق» بگوییم «کاردان، زبردست، چیرهدست»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
چیرهدست
چنین چیره دست ترکان بجنگ
کدامست مرد از شما چیره دست
همی داردش تا شود چیره دست
زبردست
زبردست را دست زیر آورند
زبردست شد مردم زیردست
زبردست را گفت خندان قباد
زبردست گردد سر زیر دست
کاردان
چه دانی تو ای کاردان اندرین
همی گفت با هرک بد کاردان
خرد یافت لختی و شد کاردان
سخنگوی وز مردم کاردان
به هر سو بشد موبدی کاردان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: توژ