برابرهای واژه تبحر به پارسی
← جستن واژهای دیگرتبحر
برابرهای پارسی
خوششناسی کاردانی، زبردستی، چیرگی، آگاهی، استادی
واژه «تبحر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خوششناسی کاردانی، زبردستی، چیرگی، آگاهی، استادی» میباشد.
به جای «تبحر» بگوییم «خوششناسی کاردانی، زبردستی، چیرگی، آگاهی، استادی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آگاهی
ākāsih
استادی
frahaxtih | frahaxt kārih
تبحر
hū-šnāsīh | kārākāsīh
چیرگی
apar ōžīh | čīrīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آگاهی
огоҳӣ
استادی
устодӣ
زبردستی
забардастӣ
برابرها در شاهنامه
آگاهی
پس آگاهی آمد ز فرخ پسر
پس آگاهی آمد به شاه بزرگ
چو آگاهی آمد به سام دلیر
پس آگاهی آمد سوی شهریار
چو آگاهی آمد به سام دلیر
چیرگی
گرفتند ترکان برو چیرگی
چو هومان بیامد بدان چیرگی
نباشند در چیرگی بدگمان
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر