برابرهای واژه کفایت به پارسی
← جستن واژهای دیگرکفایت
برابرهای پارسی
کاردانی، شایستگی، بسنده، بسندگی، برازندگی
واژه «کاردانی، شایستگی، بسنده، بسندگی، برازندگی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کاردانی، شایستگی، بسنده، بسندگی، برازندگی» میباشد.
به جای «کفایت» بگوییم «کاردانی، شایستگی، بسنده، بسندگی، برازندگی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بسنده
بسنده کنم زین جهان گوشهای
به آورد با او بسنده نبود
تو با آفرینش بسنده نهای
بسنده کند زین جهان مرز خویش
تو با او بسنده نباشی بجنگ
شایستگی
روان را چو دانش به شایستگی
ز بایستگی هم ز شایستگی
به فرهنگ و رای و به شایستگی
به بایستگی هم به شایستگی
خردمندی و شرم و شایستگی
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید