برابرهای واژه باتجربه به پارسی
← جستن واژهای دیگرباتجربه
برابرهای پارسی
کارآزموده، آزموده، کاروَر، کارشِناس، کاردان، چیرهدَست
واژه «کارآزموده، آزموده، کاروَر، کارشِناس، کاردان، چیرهدَست» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کارآزموده، آزموده، کاروَر، کارشِناس، کاردان، چیرهدَست» میباشد.
به جای «باتجربه» بگوییم «کارآزموده، آزموده، کاروَر، کارشِناس، کاردان، چیرهدَست»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
چیرهدست
چنین چیره دست ترکان بجنگ
کدامست مرد از شما چیره دست
همی داردش تا شود چیره دست
کارآزموده
دلیران و کارآزموده سران
بزرگان و کارآزموده ردان
هشیوار و کارآزموده ردان
بزرگان و کارآزموده ردان
دلیران و کارآزموده مهان
آزموده
بر خویش خواند آزموده سران
جهان آزموده دلاور سران
نه گرم آزموده ز گیتی نه سرد
بجویند کار آزموده مهان
ده اسپ سوار آزموده جوان
کاردان
چه دانی تو ای کاردان اندرین
همی گفت با هرک بد کاردان
خرد یافت لختی و شد کاردان
سخنگوی وز مردم کاردان
به هر سو بشد موبدی کاردان
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید