برابر‌های واژه ایکبیری به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

ایکبیری

برابر‌های پارسی

زشت، چندش، بدرُخ

واژه «ایکبیری» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زشت، چندش، بدرُخ» می‌باشد.

به جای «ایکبیری» بگوییم «زشت، چندش، بدرُخ»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
زشت
zišt | zēšt | duš-čihr | duš | gast
زشت (بزشتی)
zištīhā
چندش
čandišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
زشت
зишт

برابرها در شاهنامه

زشت

به دشنام زشت و به آواز سخت

برو بر نبینی یک اندام زشت

به البرز کوه اندر آن زشت جای

که آن اژدها زشت پتیاره بود

رهی زشت و فرسنگهای گران

چندش

که چندش چه گویی ز آرام و خواب

نهان داشتم چندش از شهریار

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

ضرر

چم: زیان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید