برابر‌های واژه اکبیری به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

اکبیری

برابر‌های پارسی

زشت، چرکین، پلید، بی‌ریخت

واژه «اکبیری» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زشت، چرکین، پلید، بی‌ریخت» می‌باشد.

به جای «اکبیری» بگوییم «زشت، چرکین، پلید، بی‌ریخت»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
زشت
zišt | zēšt | duš-čihr | duš | gast
زشت (بزشتی)
zištīhā
چرکین
čirkēn | āhīt
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
زشت
зишт
پلید
палид
چرکین
чиркин

برابرها در شاهنامه

پلید

ز کردار بدخواه دیو پلید

نهان دل آن دو مرد پلید

همی گفت مانا که دیو پلید

بخوان چنان شهریار پلید

دگر آنک گفتی که دیو پلید

زشت

به دشنام زشت و به آواز سخت

برو بر نبینی یک اندام زشت

به البرز کوه اندر آن زشت جای

که آن اژدها زشت پتیاره بود

رهی زشت و فرسنگهای گران

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید