برابرهای واژه قبح به پارسی
← جستن واژهای دیگرقبح
برابرهای پارسی
زشتی، رسوایی، بدی
واژه «زشتی، رسوایی، بدی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زشتی، رسوایی، بدی» میباشد.
به جای «قبح» بگوییم «زشتی، رسوایی، بدی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
رسوایی
rusvākīh | dusravīh | dusāpakīh
زشتی
zištīh | duš-čihrīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بدی
бадӣ
رسوایی
расвоӣ
زشتی
зиштӣ
قبح
қубҳ
برابرها در شاهنامه
زشتی
وزینگونه زشتی نجوید همی
به زشتی شود بخت آموزگار
کزو نام زشتی بماند بسی
نباید که زشتی بماندت نام
دل و رای من سوی زشتی کشید
رسوایی
چه رسوایی آمد بپیران سرم
بدی
نبی کی بدی نزد ما رهنمای
به جانش بر از مهر گریان بدی
ز بیم جداییش بریان بدی
چنان شاه پالوده گشت از بدی
شده بر بدی دست دیوان دراز
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر