برابر‌های واژه سوء به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

سوء

برابر‌های پارسی

نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه

واژه «نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه» می‌باشد.

به جای «سوء» بگوییم «نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
اندوه
andōh | handōh | andāk | sōk | pim | čašāk | zarik | timār | vitang | vitangih
زشت
zišt | zēšt | duš-čihr | duš | gast
زشت (بزشتی)
zištīhā
زشتی
zištīh | duš-čihrīh
سوء (نام یکی از هفت کشور)
savah
نادرست
apārōn | ērang | mēt | tanbān | zaspān | zēpāk | anāpuhlak
نادرست
adōst
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اندوه
андӯҳ
بدی
бадӣ
زشت
зишт
زشتی
зиштӣ
سوء
суъ
نادرست
нодуруст

برابرها در شاهنامه

زشت

به دشنام زشت و به آواز سخت

برو بر نبینی یک اندام زشت

به البرز کوه اندر آن زشت جای

که آن اژدها زشت پتیاره بود

رهی زشت و فرسنگهای گران

نادرست

چو راه فریدون شود نادرست

بپیچید ز اندریشه نادرست

پر آژنگ رخسار و دل نادرست

سخن گر درستست گر نادرست

زشتی

وزین‌گونه زشتی نجوید همی

به زشتی شود بخت آموزگار

کزو نام زشتی بماند بسی

نباید که زشتی بماندت نام

دل و رای من سوی زشتی کشید

بدی

نبی کی بدی نزد ما رهنمای

به جانش بر از مهر گریان بدی

ز بیم جداییش بریان بدی

چنان شاه پالوده گشت از بدی

شده بر بدی دست دیوان دراز

اندوه

که از کار گیتی بی‌اندوه بود

زمانه بی‌اندوه گشت از بدی

نشسته به اندوه در سوگ شاه

ازویست این درد و اندوه من

به می جان اندوه را بشکریم

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید