برابرهای واژه سوء به پارسی
← جستن واژهای دیگرسوء
برابرهای پارسی
نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه
واژه «نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه» میباشد.
به جای «سوء» بگوییم «نادرست، زشتی، زشت، بدی، اندوه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
اندوه
که از کار گیتی بیاندوه بود
زمانه بیاندوه گشت از بدی
نشسته به اندوه در سوگ شاه
ازویست این درد و اندوه من
به می جان اندوه را بشکریم
نادرست
چو راه فریدون شود نادرست
بپیچید ز اندریشه نادرست
پر آژنگ رخسار و دل نادرست
سخن گر درستست گر نادرست
زشت
به دشنام زشت و به آواز سخت
برو بر نبینی یک اندام زشت
به البرز کوه اندر آن زشت جای
که آن اژدها زشت پتیاره بود
رهی زشت و فرسنگهای گران
بدی
نبی کی بدی نزد ما رهنمای
به جانش بر از مهر گریان بدی
ز بیم جداییش بریان بدی
چنان شاه پالوده گشت از بدی
شده بر بدی دست دیوان دراز
زشتی
وزینگونه زشتی نجوید همی
به زشتی شود بخت آموزگار
کزو نام زشتی بماند بسی
نباید که زشتی بماندت نام
دل و رای من سوی زشتی کشید
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید