برابرهای واژه وبال به پارسی
جستن واژهای دیگروبال
برابرهای پارسی
گزند، سختی، رنج
واژه «وبال» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گزند، سختی، رنج» میباشد.
به جای «وبال» بگوییم «گزند، سختی، رنج»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سختی
چرا رنج و سختی همه بهر ماست
به هنگام سختی به بر گیردت
بدان تا بماند به سختی دراز
نگیرد به سختی جز او دست کس
به سختی ستم دیده را یاورم
رنج
برآورده بیرنج و بیروزگار
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
همین رنج را کس خریدار نیست
گزند
همان سایه زو بازدارد گزند
چو ایوان که باشد پناه از گزند
در تندرستی و راه گزند
نهان راستی آشکارا گزند
بتابید روی از نهیب گزند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دیوانه، خل