برابر‌های واژه بلاء به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بلاء

برابر‌های پارسی

گزند، زیان، آفت، آسیب

واژه «گزند، زیان، آفت، آسیب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گزند، زیان، آفت، آسیب» می‌باشد.

به جای «بلاء» بگوییم «گزند، زیان، آفت، آسیب»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آسیب
āk | ziyān | ziyānih | vināstārih | vizūtakih | vizūtārih | āzarm | xvar
زیان
ziyān | ziyāk | vizand | vizāyīh | vizāyišn | vizūtakīh | astānak | kāhišn
گزند
vizand | vizēnd | gazand | vizāyišn | vizūtārīh
گزند (بی گزند)
apē bēš
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آسیب
осеб
آفت
офат
زیان
зиён
گزند
газанд

برابرها در شاهنامه

آسیب

ببینند آسیب روز نبرد

همه شب بخواب اند آسیب شیب

نه آسیب آید بدین گنج تو

زیان

بریشان ببخشید سود و زیان

یکی بی‌زیان مرد آهنگرم

کز اختر بدی جاودان بی‌زیان

ز نیکی زیان کرده گویی پسند

نیامدش ز اختر زمانی زیان

گزند

همان سایه زو بازدارد گزند

چو ایوان که باشد پناه از گزند

در تندرستی و راه گزند

نهان راستی آشکارا گزند

بتابید روی از نهیب گزند

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید