برابر‌های واژه منازعه به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

منازعه

برابر‌های پارسی

نبرد، کارزار، ستیزگری، ستیز، درگیری، جنگ، پیکار

واژه «منازعه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نبرد، کارزار، ستیزگری، ستیز، درگیری، جنگ، پیکار» می‌باشد.

به جای «منازعه» بگوییم «نبرد، کارزار، ستیزگری، ستیز، درگیری، جنگ، پیکار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
جنگ
ǰang | razm | pātrazm | napart | nipart | artik | argarīh | artīkgarīh | artīkkarīh | artīk kunišnīh | hamēstārīh | hamrānīh | kār | kārān | kārēčār | kāričār | kōšītārīh | kōšišn | kōšišnīh | kōxšišn | kōxšītārīh | kūšišn | kuxšišn
ستیز
kōšītārīh
منازعه
anayuxtakīh
نبرد
ham rānīh | kārēčār | kōšišn | kōšišnīh | kōšītārīh | koxšākīh | kōxšišn | koxšišnīh | kōxšītārīh | napart | nipart | patist
پیکار
patkār | patkārīt | patkārišn
کارزار
kārēčār | kāričār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
جنگ
ҷанг
جنگ
ҷунг
درگیری
даргирӣ
ستیز
ситез
نبرد
набард
پیکار
пайкор
کارزار
корзор

برابرها در شاهنامه

نبرد

برفت و به جز نام نیکی نبرد

که پوشند هنگام ننگ و نبرد

نیارد گذشتن به روز نبرد

مرا با شما نیست ننگ و نبرد

کجا جست یارند با من نبرد

ستیز

مکن با جهاندار یزدان ستیز

همی بر تن خویش دارد ستیز

سرش پر ز کینست و دل پر ستیز

به از با تن خویش کردن ستیز

مکن خیره با چرخ گردان ستیز

کارزار

کمر بسته او را کند کارزار

که من رفتنی‌ام سوی کارزار

چو سیصد همان از در کارزار

بیامد کمربستهٔ کارزار

فریدون و ضحاک را کارزار

جنگ

سراسر زمانه پر از جنگ بود

که در جنگ بر شیر دارد فسوس

که جوشن نبود و نه آیین جنگ

چو بنهاد دل کینه و جنگ را

بیامد کمربستهٔ جنگ و کین

پیکار

ابا بد همیشه به پیکار بود

به جانست پیکار و جان بی‌بهاست

جز از جنگ و پیکار چاره ندید

بشوید ز خشم و ز پیکار و کین

بیاراست دل را به پیکار او

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

نپتون

چم: آپام (Neptune)

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید