برابرهای واژه صیقلی به پارسی
جستن واژهای دیگرصیقلی
برابرهای پارسی
پرداختشده، زنگارزدوده، تابان، درخشنده
واژه «صیقلی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پرداختشده، زنگارزدوده، تابان، درخشنده» میباشد.
به جای «صیقلی» بگوییم «پرداختشده، زنگارزدوده، تابان، درخشنده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
درخشنده
درخشنده خورشید شد ناپدید
چو برق درخشنده پولاد تیغ
چو زرین درخشنده کوهی بلند
درخشنده ناهید و هور آفرید
درخشنده بادا میان مهان
تابان
چه گویم که خورشید تابان که بود
چو خورشید تابان میان هوا
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
چو خورشید تابان برآمد ز کوه
چو خورشید تابان به خرم بهار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: ماناکها، گِردچین