برابرهای واژه زرق به پارسی
جستن واژهای دیگرزرق
برابرهای پارسی
زرگ، روشن، رخشنده، دو سخنی، تابان
واژه «زرق» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زرگ، روشن، رخشنده، دو سخنی، تابان» میباشد.
به جای «زرق» بگوییم «زرگ، روشن، رخشنده، دو سخنی، تابان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
روشن
خرد تیره و مرد روشن روان
زمین شد به کردار روشن چراغ
دل روشن من چو برگشت ازوی
خردمند و بیدار و روشن روان
چنان دید روشن روانم به خواب
تابان
چه گویم که خورشید تابان که بود
چو خورشید تابان میان هوا
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
چو خورشید تابان برآمد ز کوه
چو خورشید تابان به خرم بهار
رخشنده
که رخشنده شمعی برآمد ز آب
سیه گشت رخشنده روز سپید
به رخشنده خورشید و بر تیره خاک
چو از روز رخشنده نیمی برفت
نشیم تو رخشنده گاه منست
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: هفتجوش