برابرهای واژه نورانی به پارسی
← جستن واژهای دیگرنورانی
برابرهای پارسی
فُروغانی، روشن، تابان، درخشان، پُرشید، تابَنده، درخشنده
واژه «فُروغانی، روشن، تابان، درخشان، پُرشید، تابَنده، درخشنده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فُروغانی، روشن، تابان، درخشان، پُرشید، تابَنده، درخشنده» میباشد.
به جای «نورانی» بگوییم «فُروغانی، روشن، تابان، درخشان، پُرشید، تابَنده، درخشنده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
تابنده
به خورشید تابنده نزدیکتر
زمین شد به کردار تابنده عاج
به کردار تابنده خورشید بود
ز تابنده خورشید تا تیره خاک
به بزم اندرون شید تابندهای
درخشان
میان کیان چون درخشان نگین
به روز درخشان شب آمد سیاه
درخشان کنم تیرهگون ماه او
درخشانتر از بر سپهر آفتاب
درخشان شود روزگار بهی
روشن
خرد تیره و مرد روشن روان
زمین شد به کردار روشن چراغ
دل روشن من چو برگشت ازوی
خردمند و بیدار و روشن روان
چنان دید روشن روانم به خواب
تابان
چه گویم که خورشید تابان که بود
چو خورشید تابان میان هوا
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
چو خورشید تابان برآمد ز کوه
چو خورشید تابان به خرم بهار
درخشنده
درخشنده خورشید شد ناپدید
چو برق درخشنده پولاد تیغ
چو زرین درخشنده کوهی بلند
درخشنده ناهید و هور آفرید
درخشنده بادا میان مهان
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید