برابرهای واژه براو به پارسی
جستن واژهای دیگربراو
برابرهای پارسی
زهی، آفرین
واژه «براو» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زهی، آفرین» میباشد.
به جای «براو» بگوییم «زهی، آفرین»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
آفرین
چه دانیم راز جهان آفرین
برو آفرین از کهان و مهان
جهان آفرین تا جهان آفرید
بخفتم شبی لب پر از آفرین
برو شهریاران کنند آفرین
زهی
بگویی مرا تا زهی گر کمان
زهی بر کمانش بر از چرم شیر
ز پشت سپهبد زهی برکشید
نباید ز بن کشت گاو زهی
زهی از کمان باز کردند سخت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: جاندار (بازی)؛ غوغاگران (روانشناسی)