برابرهای واژه بنیه به پارسی
← جستن واژهای دیگربنیه
برابرهای پارسی
نهاد، شالوده، سرشت، آفرینش
واژه «نهاد، شالوده، سرشت، آفرینش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نهاد، شالوده، سرشت، آفرینش» میباشد.
به جای «بنیه» بگوییم «نهاد، شالوده، سرشت، آفرینش»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سرشت
گلاب و می و مشک و عنبر سرشت
که تندی مرا گوهرست و سرشت
تو گفتی ز جنگش سرشت آسمان
همانا که ایزد نکردش سرشت
چنان زیست باید که یزدان سرشت
نهاد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
نهاد از بر تاج خورشید تخت
بپردخت ازان تاج بر سر نهاد
که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد
آفرینش
نخست آفرینش خرد را شناس
کش از آفرینش چنین است بهر
چو از آفرینش بپرداختند
وزان آفرینش پر اندیشهام
تو با آفرینش بسنده نهای
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید