برابر‌های واژه باتجربه به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

باتجربه

برابر‌های پارسی

کارآزموده، آزموده، کاروَر، کارشِناس، کاردان، چیره‌دَست

واژه «باتجربه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کارآزموده، آزموده، کاروَر، کارشِناس، کاردان، چیره‌دَست» می‌باشد.

به جای «باتجربه» بگوییم «کارآزموده، آزموده، کاروَر، کارشِناس، کاردان، چیره‌دَست»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آزموده
āzmūtak | ōzmūtak | ūzmūtak | kart-kār | vartak
کارشناس
kārākās | sūt šnās | sōbār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آزموده
озмуда
باتجربه
ботаҷриба
کارآزموده
корозмуда
کاردان
кордон
کارشناس
коршинос

برابرها در شاهنامه

آزموده

بر خویش خواند آزموده سران

جهان آزموده دلاور سران

نه گرم آزموده ز گیتی نه سرد

بجویند کار آزموده مهان

ده اسپ سوار آزموده جوان

کاردان

چه دانی تو ای کاردان اندرین

همی گفت با هرک بد کاردان

خرد یافت لختی و شد کاردان

سخن‌گوی وز مردم کاردان

به هر سو بشد موبدی کاردان

چیره‌دست

چنین چیره دست ترکان بجنگ

کدامست مرد از شما چیره دست

همی داردش تا شود چیره دست

کارآزموده

دلیران و کارآزموده سران

بزرگان و کارآزموده ردان

هشیوار و کارآزموده ردان

بزرگان و کارآزموده ردان

دلیران و کارآزموده مهان

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

بعضی وقتها

چم: گاهی

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید