برابرهای واژه استیل به پارسی
جستن واژهای دیگراستیل
برابرهای پارسی
ریخت، روش؛ فولاد، پولاد
واژه «استیل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ریخت، روش؛ فولاد، پولاد» میباشد.
به جای «استیل» بگوییم «ریخت، روش؛ فولاد، پولاد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پولاد
به گردن برآرد ز پولاد گرز
ز پولاد بر سر نهاده کلاه
چو برق درخشنده پولاد تیغ
به مغز اندرون بانگ پولاد خاست
به زیر اندرش چرمه پولاد گشت
ریخت
فرو ریخت آب از مژه مادرش
همی ریخت اشک و همی کند موی
فرو ریخت از دیدگان آب مهر
فرو ریخت زو زهر چون رود نیل
فرو ریخت از باره بر گستوان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کُنِش و واکُنِش