برابر‌های واژه وبال به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

وبال

برابر‌های پارسی

گزند، سختی، رنج

واژه «گزند، سختی، رنج» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گزند، سختی، رنج» می‌باشد.

به جای «وبال» بگوییم «گزند، سختی، رنج»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
رنج
ranǰ | anākīh | arg | āzār | āzarm | āzārišn | bēšm bēšišn | bēšītārīh | vēšišn | dart | gazand | vizand | rēš | sēž | pažm | pazd | pim | bār | vizāyīh | vizāyišn
رنج (رها شدن از رنج و آزار)
abēšt
رنج (تحمل کننده رنج)
ranj spōz
سختی
dušvārīh
سختی
saxtīh | sangīh | sturgīh
سختی (رنج)
tangīh | vēšišn | bēš | garānīh | vōīk | snāh | šikiftīh | mustgarīh
گزند
vizand | vizēnd | gazand | vizāyišn | vizūtārīh
گزند (بی گزند)
apē bēš
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
رنج
ранҷ
سختی
сахтӣ
وبال
вабол
وبال
вубол
گزند
газанд

برابرها در شاهنامه

سختی

چرا رنج و سختی همه بهر ماست

به هنگام سختی به بر گیردت

بدان تا بماند به سختی دراز

نگیرد به سختی جز او دست کس

به سختی ستم دیده را یاورم

گزند

همان سایه زو بازدارد گزند

چو ایوان که باشد پناه از گزند

در تندرستی و راه گزند

نهان راستی آشکارا گزند

بتابید روی از نهیب گزند

رنج

برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار

به رنج اندر آری تنت را رواست

که خود رنج بردن به دانش سزاست

نه آن رنج و تیمار بگزایدش

همین رنج را کس خریدار نیست

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید