برابرهای واژه مقبول به پارسی
جستن واژهای دیگرمقبول
برابرهای پارسی
شایسته، سزاوار، دلپذیر، پسندیده، پذیرفته
واژه «مقبول» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شایسته، سزاوار، دلپذیر، پسندیده، پذیرفته» میباشد.
به جای «مقبول» بگوییم «شایسته، سزاوار، دلپذیر، پسندیده، پذیرفته»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
شایسته
زبان چرب و شایستهٔ کار نغز
سه فرزند شایستهٔ تاج و گاه
یکی شاخ شایسته آمد به بر
کمینگاه را جای شایسته دید
که شایستهٔ جنگ شیران منم
سزاوار
گرفتند هر یک سزاوار جای
سزاوار بگزید و بنمود راه
به ابلیس گفت این سزاوار نیست
که تخت مهی را سزاوار بود
که هستی سزاوار شاهنشهی
پذیرفته
پذیرفتهام از خدای بزرگ
نیایش همانگه پذیرفته شد
چو آن هدیهها را پذیرفته دید
چنین هم پذیرفته او را سپار
پذیرفتهام پند و اندرز او
پسندیده
نبودش پسندیده بخش پدر
سرافراز گرد پسندیده را
پسندیده اندر همه کارکرد
چو دانا پسندد پسندیده گشت
جهانجوی گرد پسندیده را
دلپذیر
ولیکن بدین نامهٔ دلپذیر
مگر کان سخنها شود دلپذیر
نباشد سخن زین نشان دلپذیر
بداد و ببود این سخن دلپذیر
که هست اینک گفتی همه دلپذیر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: نومیدانه