برابرهای واژه مقبول به پارسی
← جستن واژهای دیگرمقبول
برابرهای پارسی
شایسته، سزاوار، دلپذیر، پسندیده، پذیرفته
واژه «شایسته، سزاوار، دلپذیر، پسندیده، پذیرفته» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شایسته، سزاوار، دلپذیر، پسندیده، پذیرفته» میباشد.
به جای «مقبول» بگوییم «شایسته، سزاوار، دلپذیر، پسندیده، پذیرفته»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سزاوار
گرفتند هر یک سزاوار جای
سزاوار بگزید و بنمود راه
به ابلیس گفت این سزاوار نیست
که تخت مهی را سزاوار بود
که هستی سزاوار شاهنشهی
دلپذیر
ولیکن بدین نامهٔ دلپذیر
مگر کان سخنها شود دلپذیر
نباشد سخن زین نشان دلپذیر
بداد و ببود این سخن دلپذیر
که هست اینک گفتی همه دلپذیر
پسندیده
نبودش پسندیده بخش پدر
سرافراز گرد پسندیده را
پسندیده اندر همه کارکرد
چو دانا پسندد پسندیده گشت
جهانجوی گرد پسندیده را
پذیرفته
پذیرفتهام از خدای بزرگ
نیایش همانگه پذیرفته شد
چو آن هدیهها را پذیرفته دید
چنین هم پذیرفته او را سپار
پذیرفتهام پند و اندرز او
شایسته
زبان چرب و شایستهٔ کار نغز
سه فرزند شایستهٔ تاج و گاه
یکی شاخ شایسته آمد به بر
کمینگاه را جای شایسته دید
که شایستهٔ جنگ شیران منم
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید