برابرهای واژه جائز به پارسی
جستن واژهای دیگرجائز
برابرهای پارسی
سزاوار، روا، درخور
واژه «جائز» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سزاوار، روا، درخور» میباشد.
به جای «جائز» بگوییم «سزاوار، روا، درخور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سزاوار
گرفتند هر یک سزاوار جای
سزاوار بگزید و بنمود راه
به ابلیس گفت این سزاوار نیست
که تخت مهی را سزاوار بود
که هستی سزاوار شاهنشهی
روا
برو بر گذشتی نبودی روا
روا باشد اکنون که بردارمت
سرافراز و پیروز و فرمان روا
پدید آمد آن مرغ فرمان روا
برابر که دید ایستادن روا
درخور
چو اغریرثش یار درخور بدی
چنان چون بود درخور کام و ناز
چنانچون بود درخور پهلوان
بهای زمین درخور ارز تست
چنانچون بود درخور نام را
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: ویری