برابر‌های واژه لابد به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

لابد

برابر‌های پارسی

شاید، هرآینه، به‌ناچار، ناگُریز

واژه «لابد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شاید، هرآینه، به‌ناچار، ناگُریز» می‌باشد.

به جای «لابد» بگوییم «شاید، هرآینه، به‌ناچار، ناگُریز»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
شاید
šāyēt
هرآینه
har advēnak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
شاید
шояд
لابد
лобудд

برابرها در شاهنامه

به‌ناچار

به ناچار بردن بشمشیر دست

ناگریز

چنان چون بود راه را ناگریز

به توران شدن کار را ناگریز

ز خون جوانی که بد ناگریز

شاید

ندانم چه شاید بدن زین سپس

بدو گفت ضحاک شاید بدن

به نیک و به بد هر چه شاید بدن

ترا دایه گر مرغ شاید همی

که شاید کمربند و کوپال را

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید