برابر‌های واژه الباقی به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

الباقی

برابر‌های پارسی

پایَستار، پَسمانده، جامانده، بازمانده، ناگُذَر، ناگُریز، مانده، ماندَنی، دیگَر، بَر‌جای‌مانده

واژه «پایَستار، پَسمانده، جامانده، بازمانده، ناگُذَر، ناگُریز، مانده، ماندَنی، دیگَر، بَر‌جای‌مانده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پایَستار، پَسمانده، جامانده، بازمانده، ناگُذَر، ناگُریز، مانده، ماندَنی، دیگَر، بَر‌جای‌مانده» می‌باشد.

به جای «الباقی» بگوییم «پایَستار، پَسمانده، جامانده، بازمانده، ناگُذَر، ناگُریز، مانده، ماندَنی، دیگَر، بَر‌جای‌مانده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بازمانده (نواده)
napat
بازمانده (باقی مانده)
parrēčānīk | parrēčišn | parrēxt | frēč
دیگر
an | han | hān | anyā | ēnyā | apārtīk | ič | dit | ditīkar | yut | yutar
مانده
māndak | armēšt | stak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
الباقی
албоқӣ
بازمانده
бозмонда
جامانده
ҷомонда
دیگر
дигар
ماندنی
монданӣ
مانده
монда

برابرها در شاهنامه

مانده

جهانی بدو مانده اندر شگفت

به رنج درازست مانده شگفت

چو ما مانده‌ایم ای شه رادمرد

شگفت اندرو مانده بد زال زر

ازان رفته نام و بدین مانده بخت

دیگر

علی را چنین گفت و دیگر همین

اگر چشم داری به دیگر سرای

بباید سپردن به دیگر کسی

و دیگر که گنجم وفادار نیست

و دیگر دلاور سپهدار طوس

ناگریز

چنان چون بود راه را ناگریز

به توران شدن کار را ناگریز

ز خون جوانی که بد ناگریز

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید