برابر‌های واژه عاطل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عاطل

برابر‌های پارسی

پوچ، بیهوده، بیکار، افکار

واژه «پوچ، بیهوده، بیکار، افکار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پوچ، بیهوده، بیکار، افکار» می‌باشد.

به جای «عاطل» بگوییم «پوچ، بیهوده، بیکار، افکار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
عاطل
afkār | akār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
افکار
афкор
بیهوده
беҳуда
بیکار
бекор
عاطل
отил
پوچ
пуч

برابرها در شاهنامه

بیهوده

بگوی آن دو ناپاک بیهوده را

به بیهوده از شهریار زمین

دو بیهوده را دل بدان کار گرم

همه رای بیهوده انداختند

ز گفتار بیهوده آزرده‌ام

بیکار

کنون کارگر شد که بیکار گشت

چنین زار و بیکار گشتند و خوار

که بیکار بد تخت شاهنشهان

برین دیده گه دیده بیکار گشت

سپاهست بیکار بر چند میل

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید