برابرهای واژه بی فایده به پارسی
← جستن واژهای دیگربی فایده
برابرهای پارسی
بیهوده، بیسود، بیبهره، ناسودمند
واژه «بیهوده، بیسود، بیبهره، ناسودمند» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیهوده، بیسود، بیبهره، ناسودمند» میباشد.
به جای «بی فایده» بگوییم «بیهوده، بیسود، بیبهره، ناسودمند»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ناسودمند
به خرگاه بردند ناسودمند
خروشی پر از سهم و ناسودمند
همان به کزین کار ناسودمند
که آرد بدین جای ناسودمند
چو باشد به پیکار و ناسودمند
بیسود
شود کار بیسود بر تو دراز
چو دیدند کان کار بیسود گشت
چنان سست و بیسود و ناپارسا
دگر آنک بیسود را برکشد
بدانست کان کار بیسود شد
بیبهره
چو بیبهره باشی ز گاه مهی
مگر من که از داد بیبهرهام
چو بیبهره گردد ز خورشید و ماه
بجنگ از هنر پاک بیبهرهاند
بدو گفت زین تاج بیبهرهام
بیهوده
بگوی آن دو ناپاک بیهوده را
به بیهوده از شهریار زمین
دو بیهوده را دل بدان کار گرم
همه رای بیهوده انداختند
ز گفتار بیهوده آزردهام
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید