برابرهای واژه صحرا به پارسی
جستن واژهای دیگرصحرا
برابرهای پارسی
هامون، دمن، دشت و دمن، دشت، بیابان
واژه «صحرا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هامون، دمن، دشت و دمن، دشت، بیابان» میباشد.
به جای «صحرا» بگوییم «هامون، دمن، دشت و دمن، دشت، بیابان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
هامون
ز هامون به گردون برافراشتی
به هامون کشیده سراپرده دید
شود کوه هامون و هامون کوه
ز پهلو به هامون گذارد سپاه
درفش همایون به هامون کشید
بیابان
هژبر از بیابان به دام آورد
بیابان چو دریای خون شد درست
نشیب و فراز بیابان و کوه
بیابان و آن مرد با تیز داس
بیابان ز باران پر از نم شود
دشت
چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ
در و دشت برسان دیبا شدی
به چاره بیاوردش از دشت و کوه
ز دشت سواران نیزه گذار
ترا از جهان دشت و کوهست بهر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: تندر و آذرخش