برابر‌های واژه صحرا به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

صحرا

برابر‌های پارسی

هامون، دمن، دشت و دمن، دشت، بیابان

واژه «صحرا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هامون، دمن، دشت و دمن، دشت، بیابان» می‌باشد.

به جای «صحرا» بگوییم «هامون، دمن، دشت و دمن، دشت، بیابان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیابان
viyāpān | vaškar | viškar
دشت
dašt | rāγ | gawr | hāmōn | viškar
هامون (سیستان)
hāmōn
هامون (دشت)
hāmōn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیابان
биёбон
دشت
дашт
دمن
даман
صحرا
саҳро

برابرها در شاهنامه

بیابان

هژبر از بیابان به دام آورد

بیابان چو دریای خون شد درست

نشیب و فراز بیابان و کوه

بیابان و آن مرد با تیز داس

بیابان ز باران پر از نم شود

دشت

چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ

در و دشت برسان دیبا شدی

به چاره بیاوردش از دشت و کوه

ز دشت سواران نیزه گذار

ترا از جهان دشت و کوهست بهر

هامون

ز هامون به گردون برافراشتی

به هامون کشیده سراپرده دید

شود کوه هامون و هامون کوه

ز پهلو به هامون گذارد سپاه

درفش همایون به هامون کشید

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید