برابرهای واژه فاقد به پارسی
جستن واژهای دیگرفاقد
برابرهای پارسی
نبود، نادار، گمکننده، بیبهره، بی
واژه «فاقد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نبود، نادار، گمکننده، بیبهره، بی» میباشد.
به جای «فاقد» بگوییم «نبود، نادار، گمکننده، بیبهره، بی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نبود
که جوشن نبود و نه آیین جنگ
کش از مهر بهره نبود اندکی
فراوان نبود آن زمان پرورش
به جایی که مغزش نبود اندران
همی از خردتان نبود آگهی
بیبهره
چو بیبهره باشی ز گاه مهی
مگر من که از داد بیبهرهام
چو بیبهره گردد ز خورشید و ماه
بجنگ از هنر پاک بیبهرهاند
بدو گفت زین تاج بیبهرهام
بی
ز گفتار بیکار یکسو شوی
تو بیچشم شادان جهان نسپری
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
برآورده بیرنج و بیروزگار
نباشد جز از بیپدر دشمنش
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: جانشینی