برابرهای واژه بهادر به پارسی
جستن واژهای دیگربهادر
برابرهای پارسی
یل، گُرد، دلیر، دلاور
واژه «بهادر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یل، گُرد، دلیر، دلاور» میباشد.
به جای «بهادر» بگوییم «یل، گُرد، دلیر، دلاور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دلیر
دلیر و بزرگ و خردمند و راد
ز درندگان گرگ و ببر دلیر
دلیر و سبکسار و ناپاک بود
به خون پدر هم نباشد دلیر
بدان تا کند پادشا را دلیر
یل
چو شاپور یل ژنده پیل دلیر
ابر میمنه سام یل با قباد
کسی سام یل را نیارست گفت
که بر سام یل روز فرخنده باد
پدر سام یل پهلوان جهان
دلاور
و دیگر دلاور سپهدار طوس
دلاور شده با سپاه بزرگ
دلاور بدو گفت گر بخردی
برافراختی چون دلاور پلنگ
بفرمود شاه دلاور بدوی
گرد
همی گشت گرد زمین آفتاب
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
ز درگاه کی شاه برخاست گرد
برآور یکی گرد از آن انجمن
جهان فریبنده را گرد کرد
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: موماندود، مومجامه