برابرهای واژه بهادر به پارسی
← جستن واژهای دیگربهادر
برابرهای پارسی
یل، گُرد، دلیر، دلاور
واژه «یل، گُرد، دلیر، دلاور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یل، گُرد، دلیر، دلاور» میباشد.
به جای «بهادر» بگوییم «یل، گُرد، دلیر، دلاور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گرد
همی گشت گرد زمین آفتاب
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
ز درگاه کی شاه برخاست گرد
برآور یکی گرد از آن انجمن
جهان فریبنده را گرد کرد
دلاور
و دیگر دلاور سپهدار طوس
دلاور شده با سپاه بزرگ
دلاور بدو گفت گر بخردی
برافراختی چون دلاور پلنگ
بفرمود شاه دلاور بدوی
دلیر
دلیر و بزرگ و خردمند و راد
ز درندگان گرگ و ببر دلیر
دلیر و سبکسار و ناپاک بود
به خون پدر هم نباشد دلیر
بدان تا کند پادشا را دلیر
یل
چو شاپور یل ژنده پیل دلیر
ابر میمنه سام یل با قباد
کسی سام یل را نیارست گفت
که بر سام یل روز فرخنده باد
پدر سام یل پهلوان جهان
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید