برابر‌های واژه جسور به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

جسور

برابر‌های پارسی

دل‌انگیز، نترس، گُستاخ، دِلیر، دلاور، بی‌باک

واژه «دل‌انگیز، نترس، گُستاخ، دِلیر، دلاور، بی‌باک» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دل‌انگیز، نترس، گُستاخ، دِلیر، دلاور، بی‌باک» می‌باشد.

به جای «جسور» بگوییم «دل‌انگیز، نترس، گُستاخ، دِلیر، دلاور، بی‌باک»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
دلاور
gort
دلیر
dilir | dilēr | dilītar | amāvand | martācōk | marčāpuk | ham martāčōk | nīv | nēv | nēvkār | nipartak | tagīk | takīk | taxm | mart mēnišn | vīr
گستاخ
vistāxv | tarōmat
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
جسور
ҷасур
دلاور
диловар
دلیر
далер
گستاخ
густох

برابرها در شاهنامه

دلیر

دلیر و بزرگ و خردمند و راد

ز درندگان گرگ و ببر دلیر

دلیر و سبکسار و ناپاک بود

به خون پدر هم نباشد دلیر

بدان تا کند پادشا را دلیر

دلاور

و دیگر دلاور سپهدار طوس

دلاور شده با سپاه بزرگ

دلاور بدو گفت گر بخردی

برافراختی چون دلاور پلنگ

بفرمود شاه دلاور بدوی

بی‌باک

همی کشت بی‌باک خرد و بزرگ

که نفرین بران مرد بی‌باک باد

مران مرد بی‌باک خودکام را

بیاریم بی‌باک شیروی را

گستاخ

که مهمان گستاخ بهتر به فال

زبان کرد گستاخ و دل کرد تنگ

بدو گفت گستاخ بامن بگوی

بدان تا تو گستاخ باشی بدوی

چو گستاخ شد دست با گنج او

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید