برابرهای واژه مفارقت به پارسی
جستن واژهای دیگرمفارقت
برابرهای پارسی
سوایی، دوری، جدایی
واژه «مفارقت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سوایی، دوری، جدایی» میباشد.
به جای «مفارقت» بگوییم «سوایی، دوری، جدایی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دوری
که دوری گزین از بد بدگمان
چو دوری گزیند ز کردار زشت
مگیرید دوری ز پیمان اوی
به نزدیکی اندر تو دوری ز من
دل شاه کز مهر دوری گرفت
جدایی
جدایی نخواهم ز کاووس گفت
ز مردی و دانش جدایی کنم
ز توران به ایران جدایی نبود
ز خورشید شب را جدایی نماند
که ما را جدایی نبود آرزوی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: آسایشهنگام