برابرهای واژه انفصال به پارسی
← جستن واژهای دیگرانفصال
برابرهای پارسی
اَپیوستگی، گسستن، گسستگی، جدایی، جدا شدن
واژه «اَپیوستگی، گسستن، گسستگی، جدایی، جدا شدن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «اَپیوستگی، گسستن، گسستگی، جدایی، جدا شدن» میباشد.
به جای «انفصال» بگوییم «اَپیوستگی، گسستن، گسستگی، جدایی، جدا شدن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
انفصال
škastakih | škanišn
جدا شدن
vičīhistan | vičīhītan
جدایی
yutākīh | anahamīh | vičār | viškinišn | vičārišn | vičārtakīh | vičīhītakīh | vičīhišnīh | visānišn | visānišnīh
گسستن
visastan | visistan | vusastan | visāndan
گسستگی
vistāndakīh | visistakīh | visustakīh | visānišn | visānišnīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
انفصال
инфисол
گسستن
гусастан
گسستن
гусистан
گسستگی
гусастагӣ
برابرها در شاهنامه
جدایی
جدایی نخواهم ز کاووس گفت
ز مردی و دانش جدایی کنم
ز توران به ایران جدایی نبود
ز خورشید شب را جدایی نماند
که ما را جدایی نبود آرزوی
گسستن
گسستن ز نیکی بدی توختن
بباید گسستن ز شادی امید
گسستن تن از رنج درویش را
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر