برابرهای واژه مستثنی به پارسی
جستن واژهای دیگرمستثنی
برابرهای پارسی
مگر، سوا، جدا، به جز
واژه «مستثنی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مگر، سوا، جدا، به جز» میباشد.
به جای «مستثنی» بگوییم «مگر، سوا، جدا، به جز»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
مگر
مگر مردمی خیره خوانی همی
توانم مگر پایهای ساختن
مگر خود درنگم نباشد بسی
به پیش تو آرم مگر نغنوی
مگر کز پدر یاد دارد پسر
به جز
برفت و به جز نام نیکی نبرد
نخوانندشان جز به آواز نرم
نزد جز به نیکی به هر جای گام
به گیتی جز از خویشتن را ندید
نبودش به جز آفرین گفت و گوی
جدا
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
جدا کرد گاو و خر و گوسفند
جدا کردشان از میان گروه
ز مادر جدا شد چو طاووس نر
همی کرد خواهد ز چشمم جدا
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: چشمپزشکی