برابر‌های واژه اسکی به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

اسکی

برابر‌های پارسی

سُرِش، لغژه‌سواری، یخ‌سُره، برف‌سُره (ورزش)؛ ازپِی‌رَوی، پِی‌رَوی، والوچانی، هماننده‌سازی، دنباله‌رَوی (عمومی)

واژه «سُرِش، لغژه‌سواری، یخ‌سُره، برف‌سُره (ورزش)؛ ازپِی‌رَوی، پِی‌رَوی، والوچانی، هماننده‌سازی، دنباله‌رَوی (عمومی)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سُرِش، لغژه‌سواری، یخ‌سُره، برف‌سُره (ورزش)؛ ازپِی‌رَوی، پِی‌رَوی، والوچانی، هماننده‌سازی، دنباله‌رَوی (عمومی)» می‌باشد.

به جای «اسکی» بگوییم «سُرِش، لغژه‌سواری، یخ‌سُره، برف‌سُره (ورزش)؛ ازپِی‌رَوی، پِی‌رَوی، والوچانی، هماننده‌سازی، دنباله‌رَوی (عمومی)»

برابرها در شاهنامه

سرش

سرش راست بر شد چو سرو بلند

به رسم کیان بر سرش تاج زر

به جای سرش زان سری بی‌بها

از آن درد گردد پر از کینه سرش

شده انجمن بر سرش بخردان

پی‌روی

که تا رومیان از پی روی را

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید