برابر‌های واژه مستأصل به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

مستأصل

برابر‌های پارسی

درمانده، پریشان، پادرهوا، آشفته، از بیخ بَرکَنده

واژه «مستأصل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «درمانده، پریشان، پادرهوا، آشفته، از بیخ بَرکَنده» می‌باشد.

به جای «مستأصل» بگوییم «درمانده، پریشان، پادرهوا، آشفته، از بیخ بَرکَنده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آشفته
višōftak | višuft
درمانده
apar māndak | frōtmānd | afkār
پریشان
pariš | visāndak | višōftak | darham | apēbrahm | handōhakēn | handarōtak | višuft | zruftak | zariyōmand
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آشفته
ошуфта
درمانده
дармонда
مستأصل
мустаъсал
پادرهوا
подарҳаво
پریشان
парешон

برابرها در شاهنامه

آشفته

سرت گردد آشفته از داوری

رخش پژمریده دل آشفته دید

بر او یکی اسپ آشفته دید

که از تشنگی سست و آشفته شد

بر او یکی اسپ آشفته دید

درمانده

چو درمانده شد با دل اندیشه کرد

پریشان

به سالی پریشان رود باژ روم

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید