برابر‌های واژه بی حواس به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بی حواس

برابر‌های پارسی

پریشان، بی‌هوش

واژه «پریشان، بی‌هوش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پریشان، بی‌هوش» می‌باشد.

به جای «بی حواس» بگوییم «پریشان، بی‌هوش»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
پریشان
pariš | visāndak | višōftak | darham | apēbrahm | handōhakēn | handarōtak | višuft | zruftak | zariyōmand
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
پریشان
парешон

برابرها در شاهنامه

بی‌هوش

شده زار و بیمار و بی‌هوش و توش

سخن‌گوی بی‌فر و بی‌هوش گشت

پریشان

به سالی پریشان رود باژ روم

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید