برابرهای واژه متضرع به پارسی
جستن واژهای دیگرمتضرع
برابرهای پارسی
نالان، گریان، فروتن، زاری کننده
واژه «متضرع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نالان، گریان، فروتن، زاری کننده» میباشد.
به جای «متضرع» بگوییم «نالان، گریان، فروتن، زاری کننده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نالان
همهساله بیکار و نالان ز بخت
ابا چامه و چنگ نالان گذشت
همی بود نالان ز درد شکم
بخورد اندکی نان و نالان بخفت
گریان
به جانش بر از مهر گریان بدی
همه دست بر روی گریان زنیم
من از دخت مهراب گریان شدم
که گریان شدم آشکار و نهان
بیامد ز تیمار گریان بخفت
فروتن
فروتن بود شه که دانا بود
کسی کو فروتنتر و رادتر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: نَبود