برابرهای واژه خاشع به پارسی
جستن واژهای دیگرخاشع
برابرهای پارسی
پرهیزگار، پرهیزکار، فروتن
واژه «خاشع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پرهیزگار، پرهیزکار، فروتن» میباشد.
به جای «خاشع» بگوییم «پرهیزگار، پرهیزکار، فروتن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پرهیزگار
به دست یکی مرد پرهیزگار
بدانست کان مرد پرهیزگار
بدل گفت کین مرد پرهیزگار
بدو گفت کای مرد پرهیزگار
بیامد بنزدیک پرهیزگار
پرهیزکار
که ایمن بود مرد پرهیزکار
همه سرفرازان پرهیزکار
ببخشای بر مرد پرهیزکار
فروتن
فروتن بود شه که دانا بود
کسی کو فروتنتر و رادتر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گرمابک، پالاب