برابر‌های واژه متصرف به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

متصرف

برابر‌های پارسی

گرفته، دست اندرکار، دردست دارنده، چیره

واژه «متصرف» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گرفته، دست اندرکار، دردست دارنده، چیره» می‌باشد.

به جای «متصرف» بگوییم «گرفته، دست اندرکار، دردست دارنده، چیره»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
چیره
čīr | čēr | apar ōž
گرفته
graw
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
متصرف
мутасарриф
چیره
чер
چیره
чира
گرفته
гирифта

برابرها در شاهنامه

چیره

یکی پاک دل مرد چیره‌زبان

که بسیاردان است و چیره زبان

چرا بر دلت چیره شد رای دیو

چو چیره شدی بیگنه خون مریز

چنین چیره دست ترکان بجنگ

گرفته

گرفته دو مرد جوان راکشان

گرفته تن زال را بر کنار

ستوهی گرفته فرو شد به کوه

گرفته یکی جام هر یک به دست

گرفته به هامون یکی خارستان

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

ملا

چم: آخوند

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید