برابر‌های واژه متشتت به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

متشتت

برابر‌های پارسی

پراکنده، آشفته

واژه «متشتت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پراکنده، آشفته» می‌باشد.

به جای «متشتت» بگوییم «پراکنده، آشفته»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آشفته
višōftak | višuft
پراکنده
pargandak | visāndak | zruftak | višup | vičārak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آشفته
ошуфта
پراکنده
пароканда

برابرها در شاهنامه

آشفته

سرت گردد آشفته از داوری

رخش پژمریده دل آشفته دید

بر او یکی اسپ آشفته دید

که از تشنگی سست و آشفته شد

بر او یکی اسپ آشفته دید

پراکنده

پراکنده بر تازی اسپانش نیل

ز ایران پراکنده شد رنگ و بوی

نشد نیز جایی پراکنده گنج

ز ایوان چو مردم پراکنده شد

پراکنده گردد به جنگ این سپاه

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

ویگن

چم: گیاهخوار

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید