برابر‌های واژه اشاعه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

اشاعه

برابر‌های پارسی

گسترش، گستردن، گستراندن، پراکندن، پراکنده، پخش کردن، پخش، پاشیدن، افشاندن

واژه «گسترش، گستردن، گستراندن، پراکندن، پراکنده، پخش کردن، پخش، پاشیدن، افشاندن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گسترش، گستردن، گستراندن، پراکندن، پراکنده، پخش کردن، پخش، پاشیدن، افشاندن» می‌باشد.

به جای «اشاعه» بگوییم «گسترش، گستردن، گستراندن، پراکندن، پراکنده، پخش کردن، پخش، پاشیدن، افشاندن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
افشاندن
afišāntan
پاشیدن
afšāntan | fšānǰišn | fšānǰītan | višuftan | vēxtan
پخش (بخشی از کتاب)
hāt | kartak
پخش کردن
bahrēnītan | baxšītan | fšanǰītan | pargandan | pargantan | patrōtan | rēxtan | visāndan | franāftan | franāmītan
پخش کردن (گستردن)
vistartan
پراکندن
parāgandan | parākantan | parkantan | pargandan | pargantan | parganītan | paraganītan | vičārtan
پراکنده
pargandak | visāndak | zruftak | višup | vičārak
گستردن
vistartan | nipastan | kašītan
گسترش
vistarišn | frāxvīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
افشاندن
афшонидан
پاشیدن
пошидан
پخش
пахш
پراکندن
парокандан
پراکنده
пароканда
گستراندن
густаронидан
گستردن
густаридан
گستردن
густурдан

برابرها در شاهنامه

پخش

به زخمی سواری همی کرد پخش

همی کند خاک و همی کرد پخش

ولیکن ندارد پی و پخش اوی

گستردن

ز گستردن و خواب وز خورد او

به هر جای گستردن دست دیو

پراکنده

پراکنده بر تازی اسپانش نیل

ز ایران پراکنده شد رنگ و بوی

نشد نیز جایی پراکنده گنج

ز ایوان چو مردم پراکنده شد

پراکنده گردد به جنگ این سپاه

گسترش

دگر آلت گسترش بر نهید

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید