برابرهای واژه توزیع به پارسی
جستن واژهای دیگرتوزیع
برابرهای پارسی
واپخش، پراکنده، پخش، پخشایش، اَفشان، هَروین
واژه «توزیع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «واپخش، پراکنده، پخش، پخشایش، اَفشان، هَروین» میباشد.
به جای «توزیع» بگوییم «واپخش، پراکنده، پخش، پخشایش، اَفشان، هَروین»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پراکنده
پراکنده بر تازی اسپانش نیل
ز ایران پراکنده شد رنگ و بوی
نشد نیز جایی پراکنده گنج
ز ایوان چو مردم پراکنده شد
پراکنده گردد به جنگ این سپاه
پخش
به زخمی سواری همی کرد پخش
همی کند خاک و همی کرد پخش
ولیکن ندارد پی و پخش اوی
افشان
باوردگه بر سر افشان کنیم
نهادند زیر گلافشان درخت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کَنِش، کاوش، کَندوکاو