برابر‌های واژه متلاطم به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

متلاطم

برابر‌های پارسی

شوریده، خروشیده، آشفته، خروشان

واژه «متلاطم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شوریده، خروشیده، آشفته، خروشان» می‌باشد.

به جای «متلاطم» بگوییم «شوریده، خروشیده، آشفته، خروشان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آشفته
višōftak | višuft
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آشفته
ошуфта
خروشان
хурӯшон
شوریده
шӯрида

برابرها در شاهنامه

آشفته

سرت گردد آشفته از داوری

رخش پژمریده دل آشفته دید

بر او یکی اسپ آشفته دید

که از تشنگی سست و آشفته شد

بر او یکی اسپ آشفته دید

شوریده

بداندیش گرگین شوریده رفت

بگو ای بنفرین شوریده بخت

وزین روی گرگین شوریده رفت

فغان کرد کای ترک شوریده بخت

در گنج این ترک شوریده بخت

خروشان

ز ایوان برون شد خروشان به کوی

خروشان همی رفت نیزه بدست

خروشان و جوشان و پیلان دمان

خروشان بدم پیش یزدان پاک

خروشان ز کابل همی رفت زال

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید