برابرهای واژه متلاطم به پارسی
جستن واژهای دیگرمتلاطم
برابرهای پارسی
شوریده، خروشیده، آشفته، خروشان
واژه «متلاطم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شوریده، خروشیده، آشفته، خروشان» میباشد.
به جای «متلاطم» بگوییم «شوریده، خروشیده، آشفته، خروشان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
آشفته
سرت گردد آشفته از داوری
رخش پژمریده دل آشفته دید
بر او یکی اسپ آشفته دید
که از تشنگی سست و آشفته شد
بر او یکی اسپ آشفته دید
خروشان
ز ایوان برون شد خروشان به کوی
خروشان همی رفت نیزه بدست
خروشان و جوشان و پیلان دمان
خروشان بدم پیش یزدان پاک
خروشان ز کابل همی رفت زال
شوریده
بداندیش گرگین شوریده رفت
بگو ای بنفرین شوریده بخت
وزین روی گرگین شوریده رفت
فغان کرد کای ترک شوریده بخت
در گنج این ترک شوریده بخت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پشتکار