برابرهای واژه عبد به پارسی
جستن واژهای دیگرعبد
برابرهای پارسی
بنده، پَرَستَنده
واژه «عبد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بنده، پَرَستَنده» میباشد.
به جای «عبد» بگوییم «بنده، پَرَستَنده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پرستنده
پرستنده باشی و جوینده راه
ز گیتی پرستندهٔ فر و نصر
پرستنده را جایگه کرد کوه
پرستنده با او ببردی چراغ
پرستنده کردیش بر پیش خویش
بنده
منم بندهٔ اهل بیت نبی
به دست یکی بنده بر کشته شد
به ایران و توران ورا بندهاند
که آزاده را کاهلی بنده کرد
که چون بنده در پیش فرزند تو
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: لغزشِ نِبِشتاری