برابرهای واژه صیغه به پارسی
جستن واژهای دیگرصیغه
برابرهای پارسی
ساخت، پِیوَندار، روش، ریخت، گونه
واژه «صیغه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ساخت، پِیوَندار، روش، ریخت، گونه» میباشد.
به جای «صیغه» بگوییم «ساخت، پِیوَندار، روش، ریخت، گونه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ریخت
فرو ریخت آب از مژه مادرش
همی ریخت اشک و همی کند موی
فرو ریخت از دیدگان آب مهر
فرو ریخت زو زهر چون رود نیل
فرو ریخت از باره بر گستوان
گونه
گیا رست با چند گونه درخت
کزیشان قوی شد به هر گونه دین
چه گونه سرآمد به نیک اختری
برین گونه یک چند بگذاشتم
برین گونه از چرم پویندگان
روش
نباشد ازین یک روش راستتر
به رسم بوش اندر آمد روش
بران بود چرخ روان را روش
بران است چرخ روان را روش
بران سو بود بندگان را روش
ساخت
نخستین به کوه اندرون ساخت جای
چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت
به فر کیانی یکی تخت ساخت
خورش ساخت از پشت گاو جوان
نشستن گهی ساخت شاه یمن
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: (=sink) شویجا؛ (=sync) هَمگامی