برابرهای واژه سوسپانسیون به پارسی
جستن واژهای دیگرسوسپانسیون
برابرهای پارسی
آویزِش، آویخته
واژه «سوسپانسیون» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «آویزِش، آویخته» میباشد.
به جای «سوسپانسیون» بگوییم «آویزِش، آویخته»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
آویزش
گه جنگ و آویزش کارزار
نبد جای آویزش و کارزار
ز روم و ز آویزش آید گزند
وز اندازه آویزش اندرگذشت
همان به که آویزش مرگ نیست
آویخته
ببستش بران گونه آویخته
کلاهور با دست آویخته
گنهکار او باشد آویخته
ز گوش اندر آویخته گوشوار
تو باشی بدان گیتی آویخته
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: وایه (ماده)؛ به چِمِ گاز گرفتن پارسی است