برابرهای واژه سرعتی به پارسی
جستن واژهای دیگرسرعتی
برابرهای پارسی
پُرهَنگار، هَنگارمند، باهَنگار، تُند، زود
واژه «سرعتی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پُرهَنگار، هَنگارمند، باهَنگار، تُند، زود» میباشد.
به جای «سرعتی» بگوییم «پُرهَنگار، هَنگارمند، باهَنگار، تُند، زود»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
زود
خدایا مرا زود برهان ز رنج
کی نامور پاسخ آورد زود
جهانجوی پرگار بگرفت زود
به جوش آمد و زود بنهاد روی
فرستاده را زود جایی گزید
تند
سیه خایه و تند و پولادسم
به الکوس بر زد یکی بانگ تند
بزد تند یک دست بر دست طوس
ز بالا زدش تند یک پشت دست
شود تند و چین اندرآرد به چهر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کرانمند