برابرهای واژه باقیمانده به پارسی
جستن واژهای دیگرباقیمانده
برابرهای پارسی
مانده، پس مانده، بجای مانده
واژه «باقیمانده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مانده، پس مانده، بجای مانده» میباشد.
به جای «باقیمانده» بگوییم «مانده، پس مانده، بجای مانده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بجای مانده
از آنها که بودند مانده بجای
مانده
جهانی بدو مانده اندر شگفت
به رنج درازست مانده شگفت
چو ما ماندهایم ای شه رادمرد
شگفت اندرو مانده بد زال زر
ازان رفته نام و بدین مانده بخت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: افسوس خورد، اندوه خورد، دریغ خورد