برابرهای واژه اصلح به پارسی
جستن واژهای دیگراصلح
برابرهای پارسی
نیکوتر، شایستهتر، سزاوارتر
واژه «اصلح» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیکوتر، شایستهتر، سزاوارتر» میباشد.
به جای «اصلح» بگوییم «نیکوتر، شایستهتر، سزاوارتر»
برابرها در شاهنامه
سزاوارتر
سزاوارتر زانکه کین آورم
ولیکن ترا آن سزاوارتر
سزاوارتر کس به تخت و کلاه
نبد تاج را زو سزاوارتر
به کینه سزاوارتر کس منم
شایستهتر
ازیشان کسی را که شایستهتر
نشستنگهی ساخت شایستهتر
ز چیزی که شایستهتر برگزید
برآسوده از رنج و شایستهتر
بدو گفت ما را چه شایستهتر
نیکوتر
چه نیکوتر از پهلوان جوان
سخن هرچ نیکوتر آن خواستند
چه نیکوتر از مرگ در کارزار
چه نیکوتر از نره شیر ژیان
چه نیکوتر از مرد دانا و پیر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: داتْشِناس