برابرهای واژه احسن به پارسی
← جستن واژهای دیگراحسن
برابرهای پارسی
نیکوترین، نیکو، نیک، خوشترین، خوب، بهینه، بهترین، بهتر
واژه «احسن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیکوترین، نیکو، نیک، خوشترین، خوب، بهینه، بهترین، بهتر» میباشد.
به جای «احسن» بگوییم «نیکوترین، نیکو، نیک، خوشترین، خوب، بهینه، بهترین، بهتر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نیک
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
نداند بد و نیک فرجام کار
بد و نیک نزدیک او آشکار
نه برگردی از نیک پی همرهان
چه گونه سرآمد به نیک اختری
بهتر
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد
که مهمان گستاخ بهتر به فال
اگر ما نشوریم بهتر بود
که دستور بیدار بهتر ز گنج
ترا آشتی بهتر آید ز جنگ
بهترین
سخن بشنو و بهترین یادگیر
خوب
به گفتار خوب و خرد کاربند
سخن گفتن خوب و طبع روان
مرا گفت خوب آمد این رای تو
سخن گفتن خوب و آوای نرم
برم خوب رخ را به البرز کوه
نیکو
ز نیکو سخن به چه اندر جهان
نه نیکو بود راستی در کمان
سخنهای نیکو بسی کرد یاد
چه نیکو بود شاه را جفت ماه
سخنهای نیکو به بند اندرست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید