برابرهای واژه مطابق به پارسی
← جستن واژهای دیگرمطابق
برابرهای پارسی
برهمنِه، یکسان، همپوش، همانند، جور، برابر، برابر با
واژه «برهمنِه، یکسان، همپوش، همانند، جور، برابر، برابر با» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «برهمنِه، یکسان، همپوش، همانند، جور، برابر، برابر با» میباشد.
به جای «مطابق» بگوییم «برهمنِه، یکسان، همپوش، همانند، جور، برابر، برابر با»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
برابر
برابر سراپردهای برکشید
که با دیدگانش برابر شدم
برابر همی خواست صف برکشید
برابر که دید ایستادن روا
سخن چون برابر شود با خرد
برابر با
که با دیدگانش برابر شدم
سخن چون برابر شود با خرد
نه با من برابر بدی بیسپاه
برابر نیارم زدن با تو گوی
برابر نکردم پس این با خرد
یکسان
تر و خشک یکسان همی بدرود
تن کشته با مرده یکسان شود
شب و روز در جنگ یکسان بدم
همی تاخت یکسان چو روز شکار
دم آتش و آب یکسان بود
جور
همی جور و بیداد را در ببست
که از جور و بیدادی آمد فراز
وزو جور و بیداد بد بر زمین
که از جور ایشان جهان گشت سیر
ز جور فلک دست بر سر گرفت
همانند
که شد پور دستان همانند شیر
بر و کتف و یالش همانند من
که چهرت همانند چهر پریست
همانند همشیرگان پدر
همانند آن کنده و رزمگاه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید